به روز شده در: ۰۲ تير ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۵
کد خبر: ۷۵۴۰۸۵
تاریخ انتشار: ۰۸:۵۸ - ۰۲ تير ۱۴۰۵

توافق در سوئیس، جنگ روایت‌ها در تهران!

روزنو :درست در روز‌هایی که هیات ایرانی در سوئیس مشغول رایزنی برای اجرای نخستین مرحله تفاهم ۲۸ خرداد و آغاز دوره ۶۰ روزه تعیین‌شده در توافق بود، بخشی از فضای رسانه‌ای داخل کشور تصویری کاملاً متفاوت از آنچه در حال وقوع بود ارائه می‌کرد. از خبر بسته شدن دوباره تنگه هرمز گرفته تا گمانه‌زنی درباره ترک مذاکرات از سوی ایران و القای بی‌نتیجه بودن گفت‌وگوها، مجموعه‌ای از روایت‌ها شکل گرفت که یک پیام مشترک داشت؛ مذاکرات به بن‌بست رسیده است.

توافق در سوئیس، جنگ روایت‌ها در تهران!

گاهی مذاکرات نه در سالن‌های مذاکره شکست می‌خورند و نه پشت میز‌های دیپلماتیک؛ بلکه در میدان روایت‌ها دچار خدشه می‌شوند.

به گزارش روز نو درست در روز‌هایی که هیات ایرانی در سوئیس مشغول رایزنی برای اجرای نخستین مرحله تفاهم ۲۸ خرداد و آغاز دوره ۶۰ روزه تعیین‌شده در توافق بود، بخشی از فضای رسانه‌ای داخل کشور تصویری کاملاً متفاوت از آنچه در حال وقوع بود ارائه می‌کرد.

از خبر بسته شدن دوباره تنگه هرمز گرفته تا گمانه‌زنی درباره ترک مذاکرات از سوی ایران و القای بی‌نتیجه بودن گفت‌وگوها، مجموعه‌ای از روایت‌ها شکل گرفت که یک پیام مشترک داشت؛ مذاکرات به بن‌بست رسیده است.

اما تنها چند ساعت بعد، ورق برگشت. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، خبر بسته شدن تنگه هرمز را تکذیب و اعلام کرد که بر اساس یادداشت تفاهم خاتمه جنگ، نیرو‌های مسلح ایران تدابیر لازم را برای تردد ایمن کشتی‌های تجاری اتخاذ کرده‌اند و عبور و مرور در این آبراه راهبردی ادامه دارد.

پس از آن نیز عباس عراقچی در پیامی از پیشرفت گفت‌و‌گو‌ها و برخی نتایج اولیه سخن گفت؛ او از تعلیق محدودیت‌های صادرات نفت و محصولات پتروشیمی تا رفع محاصره و آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدود شده ایران گفت.

اما همین فاصله چند ساعته میان روایت رسانه‌ای و روایت رسمی، حالا به یکی از مهم‌ترین موضوعات سیاسی روز تبدیل شده است.

چرا هر بار که مذاکرات وارد مرحله‌ای حساس می‌شود، روایت شکست آن زودتر از نتیجه مذاکرات منتشر می‌شود؟ چرا پیش از آن که مذاکره‌کنندگان از اتاق گفت‌و‌گو خارج شوند، برخی رسانه‌ها پایان کار را اعلام می‌کنند؟

نبردی که از بورگن‌اشتوک به تهران کشیده شد

تفاهم ۲۸ خرداد، صرف‌نظر از ارزیابی موافقان و مخالفان، نقطه پایان یک دوره پرتنش و آغاز مرحله‌ای تازه در روابط تهران و واشنگتن بود. توافقی که با میانجیگری فعال پاکستان، قطر و عمان شکل گرفت و قرار شد طی یک دوره ۶۰ روزه، چارچوب‌های اجرایی آن بررسی و تثبیت شود.

در چنین شرایطی طبیعی بود که مذاکرات سوئیس با حساسیت فوق‌العاده‌ای دنبال شود. از یک سو دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال به صورت مداوم درباره روند اجرای توافق موضع‌گیری می‌کرد و از سوی دیگر مخالفان توافق در داخل ایران تلاش داشتند نسبت به نتایج آن تردید ایجاد کنند. اما آنچه بیش از هر چیز جلب توجه می‌کرد، شکل‌گیری دو روایت کاملاً متفاوت از یک رخداد واحد بود.

روایت نخست می‌گفت مذاکرات در حال پیشرفت است، گفت‌و‌گو‌های کارشناسی ادامه دارد و طرفین وارد مرحله بررسی سازوکار‌های اجرایی شده‌اند. روایت دوم، اما از شکست، بن‌بست، ترک جلسه و حتی فروپاشی توافق سخن می‌گفت. در واقع از همان نخستین ساعات مذاکرات، نبرد اصلی نه در سوئیس بلکه در فضای رسانه‌ای آغاز شد؛ نبردی برای تسلط بر افکار عمومی و تثبیت روایت مطلوب هر جریان سیاسی.

هرمز؛ خبری که هر بار قبل از مذاکره بازمی‌گردد

یکی از جالب‌ترین ابعاد این ماجرا، تکرار خبر بسته شدن تنگه هرمز است. در آستانه آغاز مذاکرات نیز برخی رسانه‌ها خبر‌هایی درباره بسته شدن هرمز منتشر کردند. آن زمان نیز این خبر‌ها با واکنش‌های رسمی مواجه شد. اما نکته قابل توجه آن است که همین روایت دوباره در صبح روز شنبه و همزمان با مذاکرات سوئیس تکرار شد.

صبح آن روز برخی رسانه‌ها مدعی شدند تنگه هرمز بار دیگر بسته شده است. خبری که اگر درست بود، می‌توانست تبعات سیاسی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای در سطح منطقه و جهان داشته باشد، اما ساعاتی بعد سخنگوی وزارت خارجه رسماً آن را تکذیب کرد.

اهمیت ماجرا صرفاً در درست یا غلط بودن یک خبر نبود؛ بلکه در زمان انتشار آن بود. زیرا این خبر درست در زمانی منتشر شد که هیأت ایرانی در حال گفت‌و‌گو درباره اجرای تفاهم بود.

به همین دلیل برخی تحلیلگران معتقدند پرسش اصلی این نیست که خبر هرمز درست بود یا غلط؛ پرسش اصلی این است که چرا چنین خبری دقیقاً در حساس‌ترین مقطع مذاکرات منتشر شد؟

این پرسش زمانی جدی‌تر می‌شود که بدانیم موضوع هرمز از ابتدا یکی از مهم‌ترین محور‌های اختلاف موافقان و مخالفان تفاهم بوده است. مخالفان توافق بار‌ها مدعی شده‌اند که ایران در حال واگذاری یکی از مهم‌ترین اهرم‌های فشار خود است؛ در حالی که مدافعان توافق تأکید دارند هیچ‌گونه واگذاری حاکمیتی در کار نیست و صرفاً ترتیبات جدیدی برای مدیریت تردد دریایی تعریف شده است؛ بنابراین هرمز تنها یک آبراه نیست؛ بلکه به نمادی سیاسی در مناقشه داخلی بر سر توافق تبدیل شده است.

از بازگشت هیات ایرانی تا روایت ترک مذاکرات

همزمان با انتشار خبر هرمز، روایت دیگری نیز در فضای رسانه‌ای شکل گرفت؛ روایت بازگشت هیأت ایرانی از سوئیس. واقعیت این بود که بخشی از هیأت دیپلماتیک ایران پس از پایان مرحله‌ای از مذاکرات، زوریخ را به مقصد تهران ترک کرد. رخدادی که در مذاکرات بین‌المللی کاملاً طبیعی است و بار‌ها در پرونده‌های مختلف اتفاق افتاده است.

اگر تاریخ سیاست خارجی ایران درسی داشته باشد، آن درس این است که گاه سرنوشت یک توافق نه فقط در متن آن، بلکه در روایتی که از آن ساخته می‌شود تعیین می‌شود؛ و به نظر می‌رسد نبرد اصلی تفاهم سوئیس نیز، دست‌کم فعلاً، بیش از آنکه در سوئیس جریان داشته باشد، در تهران ادامه دارد.

اما برخی رسانه‌ها تلاش کردند این بازگشت را به عنوان نشانه شکست مذاکرات معرفی کنند.

در حالی که همزمان گفت‌و‌گو‌های کارشناسی به ریاست کاظم غریب‌آبادی ادامه داشت و هیچ‌یک از کانال‌های مذاکره قطع نشده بود. در واقع آنچه به عنوان «ترک مذاکرات» مطرح می‌شد، در عمل چیزی جز پایان یک مرحله و ورود به مرحله‌ای دیگر نبود. با این حال روایت شکست، بار دیگر زودتر از واقعیت منتشر شد؛ گویی بخشی از فضای رسانه‌ای بیش از آنکه منتظر نتیجه مذاکرات باشد، از پیش نتیجه مطلوب خود را انتخاب کرده بود.

روایت‌سازی از «امتیازدهی بزرگ».

اما در میان رسانه‌های منتقد توافق، رجانیوز یکی از فعال‌ترین بازیگران روز‌های اخیر بود. این رسانه در ساعات پس از انتشار توئیت عباس عراقچی، نه تنها روایت وزارت خارجه را نپذیرفت بلکه تلاش کرد تفسیری کاملاً متفاوت از آن ارائه دهد. رجانیوز حتی در کانال تلگرامی خود از عبارت معنادار «ترجمه صحیح توئیت عراقچی» استفاده کرد؛ عبارتی که در ظاهر یک نقد رسانه‌ای به نظر می‌رسد، اما در واقع حامل پیامی سیاسی است. این عبارت به مخاطب القا می‌کند که روایت رسمی وزارت خارجه، روایت واقعی ماجرا نیست و رسانه منتقد خود را در جایگاه مفسر و افشاگر حقیقت قرار می‌دهد. در ادامه نیز چند محور مشخص به صورت همزمان دنبال شد؛ تردید درباره تعلیق محدودیت‌های صادرات نفت، زیر سؤال بردن آزادسازی دارایی‌های مسدود شده ایران و طرح این ادعا که جزئیات توافق هنوز روشن نیست.

شیوه تکراری بازگشت

این شیوه انتقاد البته پدیده تازه‌ای نیست. تقریباً در تمام پرونده‌های مهم دیپلماتیک جمهوری اسلامی، از قطعنامه ۵۹۸ گرفته تا مذاکرات هسته‌ای و برجام، بخشی از مخالفان تلاش کرده‌اند میان «اعلام توافق» و «تحقق منافع اقتصادی» فاصله ایجاد کنند و این پرسش را مطرح کنند که آیا امتیاز‌های وعده داده شده واقعاً قابل وصول هستند یا خیر؟

نگاهی به تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی نشان می‌دهد آن چه امروز در قبال تفاهم سوئیس رخ می‌دهد، پدیده‌ای کاملاً جدید نیست. در سال‌های پایانی جنگ ایران و عراق، پذیرش قطعنامه ۵۹۸ با مخالفت‌های جدی روبه‌رو شد. بسیاری آن را عقب‌نشینی تلقی می‌کردند، در حالی که گروهی دیگر آن را تصمیمی ضروری برای پایان جنگ می‌دانستند.

اما نکته مهم‌تر در مواضع اخیر رجانیوز، عبور از حوزه اقتصاد و ورود به پرونده‌های منطقه‌ای بود.

جایی که سردبیر این رسانه نوشت: «حزب‌الله هم مثل تنگه هرمز به ابزار دادوستد تبدیل خواهد شد». این جمله درواقع هسته اصلی انتقاد‌های جریان مخالف توافق را آشکار می‌کند.

زیرا بحث دیگر صرفاً نفت، تحریم یا دارایی‌های بلوکه شده نیست؛ بلکه این نگرانی مطرح می‌شود که مذاکرات ممکن است به حوزه نفوذ منطقه‌ای ایران نیز گسترش پیدا کند.

به عبارت دیگر، اگر در بخش اقتصادی نگرانی درباره میزان دستاورد‌ها مطرح می‌شود، در بخش منطقه‌ای نگرانی اصلی درباره حفظ مؤلفه‌های قدرت و بازدارندگی است.

صداوسیما و چندصدایی.

اما شاید مهم‌ترین بخش ماجرا به نقش رسانه ملی بازگردد. در همه کشور‌های جهان، زمانی که یک پرونده مهم سیاست خارجی در حال پیگیری است، رسانه‌های مختلف ممکن است تحلیل‌های متفاوتی ارائه دهند؛ اما معمولاً میان روایت رسمی دولت و روایت رسانه عمومی کشور فاصله‌ای بنیادین ایجاد نمی‌شود. در پرونده مذاکرات سوئیس، اما برخی منتقدان معتقدند که چنین فاصله‌ای شکل گرفته است. در روز‌هایی که وزارت خارجه از ادامه گفت‌وگوها، فعال بودن کانال‌های دیپلماتیک و پیشرفت مذاکرات سخن می‌گفت، در برخی برنامه‌ها و بخش‌های خبری بیشتر بر تردیدها، ابهامات و احتمال شکست مذاکرات تأکید می‌شد. این مساله البته صرفاً به مذاکرات اخیر محدود نیست و در سال‌های گذشته نیز بار‌ها محل بحث بوده است.

منتقدان می‌گویند صداوسیما در برخی پرونده‌های سیاست خارجی بیش از آن که نقش یک رسانه ملی را ایفا کند، به بازتاب‌دهنده دیدگاه یک طیف سیاسی خاص تبدیل می‌شود. در مقابل، مدافعان این رویکرد معتقدند رسانه ملی وظیفه دارد پرسش‌ها و نگرانی‌های منتقدان را نیز منعکس و از تبدیل شدن به تریبون یک‌جانبه دولت پرهیز کند.

اما فارغ از این جدال، یک واقعیت قابل‌انکار نیست؛ هرچه اختلاف میان روایت رسمی و روایت رسانه‌ای بیشتر شود، سردرگمی افکار عمومی نیز افزایش پیدا می‌کند. مردمی که صبح خبر بسته شدن هرمز را می‌شنوند، ظهر تکذیب آن را می‌بینند و عصر از پیشرفت مذاکرات مطلع می‌شوند، طبیعی است که درباره واقعیت ماجرا دچار تردید شوند.

تجربه‌ای که پیش از این هم تکرار شد

نگاهی به تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی نشان می‌دهد آن چه امروز در قبال تفاهم سوئیس رخ می‌دهد، پدیده‌ای کاملاً جدید نیست. در سال‌های پایانی جنگ ایران و عراق، پذیرش قطعنامه ۵۹۸ با مخالفت‌های جدی روبه‌رو شد. بسیاری آن را عقب‌نشینی تلقی می‌کردند، در حالی که گروهی دیگر آن را تصمیمی ضروری برای پایان جنگ می‌دانستند. سال‌ها بعد، در جریان مذاکرات هسته‌ای نیز همین شکاف تکرار شد. هر دور گفت‌و‌گو با موجی از انتقادها، هشدار‌ها و اتهام‌ها همراه بود. مخالفان از «تسلیم» سخن می‌گفتند و موافقان از «گشایش».

در ماجرای برجام نیز وضعیت تفاوت چندانی نداشت. پیش از آن که آثار توافق مشخص شود، دو جبهه سیاسی روایت‌های کاملاً متفاوتی از آن ارائه می‌کردند. اکنون به نظر می‌رسد تفاهم سوئیس نیز در حال طی کردن همان مسیر است. تفاوت نیز اکنون فقط در موضوع توافق است؛ نه در الگوی مواجهه با آن.

همان‌گونه که در پرونده‌های قبلی، نزاع اصلی بر سر متن توافق نبود بلکه بر سر روایت توافق بود، امروز نیز مهم‌ترین میدان نبرد سیاسی در داخل کشور نه اتاق مذاکرات بلکه فضای رسانه‌ای است.

توافق در سوئیس، جنگ روایت‌ها در تهران

حال شاید هنوز برای قضاوت نهایی درباره تفاهم سوئیس زود باشد چراکه نه می‌توان آن را یک پیروزی قطعی و نهایی دانست و نه می‌توان از شکست آن سخن گفت. اجرای هر توافقی نیازمند زمان، ارزیابی و مشاهده نتایج عملی آن است، اما آن چه تاکنون رخ داده، یک واقعیت را آشکار کرده است. همزمان با آغاز اجرای تفاهم، نبردی تازه در داخل کشور شکل گرفته؛ نبردی بر سر تعریف واقعیت.

در یک سو، دستگاه دیپلماسی قرار دارد که از تعلیق محدودیت‌های نفتی، آزادسازی بخشی از دارایی‌های بلوکه شده، کاهش تنش و ادامه مذاکرات سخن می‌گوید. در سوی دیگر، مجموعه‌ای از رسانه‌ها و چهره‌های سیاسی قرار دارند که بر ابهامات، خطر امتیازدهی، تردید نسبت به دستاورد‌ها و احتمال شکست توافق تأکید می‌کنند. در چنین شرایطی، شاید مهم‌ترین پرسش امروز این نباشد که در بورگن‌اشتوک چه گذشت؛ بلکه این باشد که چرا پیش از آن که نتیجه نهایی مذاکرات روشن شود، برخی اصرار دارند روایت شکست آن را از پیش بنویسند؟ زیرا اگر تاریخ سیاست خارجی ایران درسی داشته باشد، آن درس این است که گاه سرنوشت یک توافق نه فقط در متن آن، بلکه در روایتی که از آن ساخته می‌شود تعیین می‌شود؛ و به نظر می‌رسد نبرد اصلی تفاهم سوئیس نیز، دست‌کم فعلاً، بیش از آنکه در سوئیس جریان داشته باشد، در تهران ادامه دارد.

پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار