به روز شده در: ۰۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۰
کد خبر: ۷۵۰۲۱۳
تاریخ انتشار: ۱۹:۱۵ - ۰۴ خرداد ۱۴۰۵

۵ گروه که چشم دیدن توافق را ندارند

روزنو :توافق یا تفاهم قریب‌الوقوع ایران و آمریکا ۵ گروه را سرخورده یا شگفت‌زده کرده یا خواهد کرد و از اینان یکی به تعبیر مولانا محروم‌تر و به گمان ما ناراضی‌تر است؛ همان که به تجاوز خارجی لقب "یاری ملت ایران" بخشیده بود!

مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت: توافق یا تفاهم قریب‌الوقوع ایران و آمریکا ۵ گروه را سرخورده یا شگفت‌زده کرده است یا خواهد کرد:

گروه اول طبعا سرنگونی طلبان‌اند که بخش رادیکال آن به مرز جنون رسیده‌اند و این تعبیر نه چونان خودشان از سر ادبیات پرخاش که به سبب آن است که آن قدر آتش میل به بازگشت نزد برخی شان و به هر قیمت، تیز شد که به تازگی در یکی از شهرهای آلمان با آرم سازمان جهنمی ساواک تظاهرات کردند!

354

شبیه کسی که چنان در مهار غریزه از خود بی‌خود شده که دیگر به چهرۀ یار و دل‌دار توجهی ندارد و به هر که و هر چه چنگ می‌زند.

در توجیه این اقدام هم گفتند برای آن که احساس می‌کنیم جمهوری اسلامی در اپوزیسیون نفوذ کرده و می‌خواهیم نفوذی‌ها را افشا کنیم! در حالی که بهترین نفوذ همین است که افکار عمومی دو اصطلاح سلطنت‌طلب و ساواکی یک‌سان بداند.

فارغ از این جور کارها کار به جایی رسیده که شب‌خیز هم سیاسی شده و می‌‌گوید پس شاهزاده کی فراخوان می‌دهد؟! گوشی موبایل را در دست گرفته ببیند ترامپ باز کی حمله می‌کند و آن لا‌به‌لا هم یک آهنگ از هایده پخش می‌کند هم یک آگهی از فلان رستوران ولی مدام به موبایل سرمی‌کشد تا ببیند نکند توافقی شود و آنها دوباره به محاق بروند و منتظر فراخوان و جنگ بعدی روزگار بگذرانند؟ دو قدرت اتمی بر سر مردم بمب بریزند یا زیرساخت های آنها را هدف قرار دهند تا آنها برگردند! در حالی که تمام آرزو و آمال شان این بود که بروند و اغلب فرزندان‌شان خود را ایرانی نمی‌دانند.

گروه دوم تندروهای داخلی‌اند که علاقۀ وافری دارند به این که استثنا را به قاعده تبدیل کنند. یکی شان کامران نامی است که بر رییس جمهوری خرده گرفته چرا نامه نوشته، چرا موضع گرفته! انگار عالی ترین مقام رسمی بعد از رهبری مطابق تعریف قانون اساسی که منتخب مستقیم مردم است باید از نمایندگانی اجازه بگیرد که سه ماه است مجلس شان تعطیل است!

اینان شیفته تبدیل هر امر موقت به دایمی‌اند و در این چارچوب اقدام ناگزیر در بستن یا کنترل تنگه هرمز را هم دوست دارند دایمی کنند و انگار نه انگار مه این راهکار ابزار است نه هدف.

خوش بختانه به خاطر تعطیلی مجلس در این چند ماه نتوانستند سر و صدا کنند یا مذاکره را با مشکل رو به رو کنند و بعضا تنها به برنامه‌های صدا و سیما دعوت شدند که بیشتر جنبۀ سرگرمی داشت و گرنه شهیدی فر، منوچهر آذری را هم دعوت کرده بود.

اگر توافق شود صدای اینها هم کمتر شنیده خواهد شد یا بُرشی ندارند و مدتی طول می‌کشد خودشان را بازیابی کنند و اگر شایعه تغییر رییس صدا و سیما درست باشد این تریبون را از دست خواهند داد. چه ساختمان مجلس اقلیت باز شود و چه نه.

456

چه بسا اینها خیال می کردند در جمهوری اسلامی سوم عقلانیتی در کار نخواهد بود و به سوی اهداف آخرالزمانی‌شان می‌تازند و حالا می‌بینند که هر چند پزشکیان سر و صدا نمی‌کند اما در اندرونی صدای ملت را بازمی‌تاباند و هشدار اخیر او دربارۀ وضعیت اقتصادی و باید و نباید محترمانه برای صدا وسیما جلوه‌ای از واقع نگرتر شدن تصمیم‌گیران بوده است و در این معادله تیم رادیکال مجلس که سودای ریاست داشتند توپی برای بازی ندارند.

گزاف نیست اگر گفته شده هیچ گاه در جمهوری اسلامی این حد از هم‌گرایی و واقع‌بینی را شاهد نبودیم و کافی است به یاد آوریم 44 سال پیش بعد از بازپس گیری بندر خرمشهر چگونه آرمان‌گرایی مانع ختم جنگ با خسارت و تلفات بسیار کمتر شد در حالی که این بار هیجان‌ها کنترل شد و گرنه شلیک موشک به برج العربیه دوبی کاری نداشت منتها عقلانیت حاکم بود نه احساسات.

گروه سوم کسانی که در این چند ماه کالا یا دلار و احتمالا طلا ذخیره کردند. اگر توافق، جدی و محقق شود و بخشی از اموال بلوکه شده ایران و عددی نزدیک به 12 میلیارد دلار آزاد شود و دولت بخشی از این پول را به بازار ارز تزریق کند، روند نزولی دلار آغاز خواهد شد و زودتر البته اثر روانی خواهد داشت چندان که دیروز در طلا شاهدبودیم که از 20 به 17 رسید و اگر در قیمت جهانی اتفاق خاصی نیفتد جا دارد کمتر شود.

روش همتی دهم البته ر بانک مرکزی این نیست که ارز بیش از عدد تعیین شده قبلی پایین بیاید و دست دولت خالی شود. بلکه در ایستگاه قابل مدیریت، متوقف می‌کند. با توافق احتمالی و تثبیت نسبی اوضاع جماعت ارزی و دلال باید مراقب حفظ ارزش سرمایه خودشان باشند و دست از تئوری‌پردازی برای بقیه بردارند.

این توافق اگر هیچ خاصیتی نداشته باشد جز این که طبقه نوکیسه غیر مولد یا رانت خوار بیش از این فربه نشود از هر دستاوردی بالاتر است. بیسترین رنج مردم در سال های اخیر این بود که به چشم دیدند یک مشت آدم یک لاقبا چگونه به خاطر افزایش تصاعدی قیمت ارز و طلا و خودرو و ملک و نه با روند معمول یک شبه به آلاف و الوف رسیدند و وقتی کیک اقتصاد بزرگ تر نشد معنایی جز این نداشت که سهم کثیری به جیب اقلیتی رفت و اخلاق را به قربان گاه برد تا جایی که در خبرها آمده برادرزن به سرقت خانه خواهر مسافر ترکیه رفت چون حسرت خودرو خارجی داشت!

وقت آن است که این جماعت مفت بر فربه شده که خیال می کنند به خاطر خلاقیت و هوش خودشان دمی به خمره زده اند در قبال غنیمت، غرامت هم بپردازند و کمی زیان را هم تجربه کنند.

گروه چهارم اما تحلیل‌گرانی هستند که به کتاب خوانی شان می بالند و به دانایی و تفسیر سیاسی و تاریخی‌شان و نمی‌توانند باور کنند مچ ترامپ دیوانه را نیروهای مسلح ایران در خلیج فارس خوابانده اند خاصه با کاری که در آستانۀ سفر او به چین انجام شد و نتوانست اداهای همیشگی را در دیدار با شی جینگ درآورد و پشت سر آن پوتین و شهباز شریف پاکستان هم به چین رفتند و حالا این واقعیت که چین دست بالا را پیدا کرده برای این دسته از تحلیل‌گران باور پذیر نیست تا جایی که وزیر خارجه پیشین ( در دولت بایدن) گفته 70 درصد آلمانی ها به چین بیش از آمریکا اعتماد دارند.

اینان نمی‌توانند باور کنند که قدرت و وسعت بیشتر الزاما آسیب پذیری نمی‌آورد. کما این که یک سرمایه‌دار نهایتا می‌تواند کارمند و کارگر خود را اخراج کند و به او آسیب مالی برساند که با استخدام در جای دیگر قابل جبران است اما اگر بنا را بر تحقیر و اتهام به او بگذارد آن کارگر می تواند منافع سرمایه‌دار را به مخاطره اندازد. آمریکا هم آن قدر همه جا دست‌درازی کرده که تهدید منافع آن میسر شده است.

در همین دو سه روز اخیر و با جدی شدن توافق یا تفاهم دو نمونه از تحلیل‌گران یکی مسعود سفیری روزنامه‌نگار ایرانی است که نمی‌تواند باور کند آمریکای ترامپ مبتذل شده و مدام از سازمان قوی و قدرت اطلاعاتی آمریکا صحبت می کند تا تصور کنیم آنچه در رفتار و گفتار ترامپ می‌بینیم ظاهر است و صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی.

دیگری عبدالله شهبازی تاریخ‌پژوه که از آغاز جنگ کل تحلیل خود در جنگ 40 روزه را بر این فرض استوار کرده که آمریکا به دنبال تبدیل منطقه خلیج فارس به هاب هوش مصنوعی است چون اگر این کار را نکند چین حداکثر 10 سال دیگر قدرت اول خواهد بود و در این صورت افول آمریکا ادامه خواهد داشت و چون این امر مستلزم بازآرایی منطقه خلیج فارس است اگر هم توافقی صورت پذیرد موقت و گذراست. کمی قبل تر سقوط به خاطر هاب هوش مصنوعی را قطعی می دانست و حالا صحبت از گذرا و موقت بودن است که می تواند آرزو هم باشد. منتها از آقای شهبازی انتظار می‌رود مانند شب خیز سخن نگوید که با ذوق و شوق خبر لوله گذاری امارات برای دور زدن تنگه هرمز را از روی گوشی می‌خواند و می گفت تا یک سال دیگر هرمز اهمیت خود را از دست می‌دهد!

هاب مورد نظر البته از نظر او وسعتی دو میلیون کیلومتر مربعی دارد یعنی از ایران فراتر است و مطابق تحلیل ایشان شامل عراق هم می شود چون به بیابان‌های وسیع نیاز دارد. لابد به خاطر همین افغانستان را بعد از 20 سال آن طور مفتضحانه رها کردند و به طالبان پس دادند. چون دیدند کوهستانی است و دره به کار هاب‌شان نمی‌آید و دنبال بیابان هستند منتها گیر کار اینجاست که دنیا دیگر ایران را با بیابان نمی‌شناسد. بلکه با دریا و تنگه هرمز می‌شناسد!

63841156

گروه پنجم که از همه نگون‌بخت‌تر است رسانه‌های فارسی زبان جنگ طلب یا تطهیر کننده جنگ با عنوان یاری ملت ایران است.در وضعیت عادی مردم حوصله ندارند صبح تا شب پای شبکه خبری بنشینند. در دوران جنگ به خاطر این بود که ببینند کجاها را هدف قرار داده‌اند و نکند هشدار تخلیه صدر شود مثل منطقه سه تهران در جنگ قبلی و این اقبال را به حساب محبوبیت خود گذاشتند و چون برای خیلی ها صدا و سیما با مجریانی چون شهبازی و کارشناسانی مانند خوش چم غیر قابل تحمل شده پای فلان تلویزیون نشستند وگرنه کدام آدم عاقلی دوست دارد بمب بر سر او بریزند ولو به خاطر هدف قرار دادن همسایۀ صاحب منصب یا در تأمین برق و بنزین دچار مشکل شود تا آنها بیایند؟

مردم با گوشت و پوست خود احساس کرده اند که حمله به زیرساخت یعنی چه. فولاد باشد قیمت ماشین را دوبرابر می‌کند و انرژی باشد تأمین روزانه 100 میلیون لیتر بنزین با قیمت ارزان دچار مشکل می‌شود و دود اینها به چشم مردم می‌رود. حس نفرتی که بعد از حمله به پل بی‌یک شکل گرفت در استمرار ترافیکی که می‌توانست با بهره برداری از آن روان شود تشدید خواهد شد و این یک نمونه ملموس است.

دربارۀ این بخش شعر مولانا در دفتر سوم مثنوی گویاست:

از همه محروم‌تر، خفاش بود

که عدوّ آفتابِ فاش بود

ویژه روز
تصویر روز
خبر های روز